By ar

تحریم کاملا بی فایده است
رای احتمالا بی فایده است

روشنه باید چه کار کرد؟

[+]

پ.ن. [تریپ پر رو بازی/ننه من غریبم بازی] بچه کونی رو اد کردم تو فیس بوک، جوابمو نداد :’(

4 پاسخ به “”

  1. فرنی می گوید:

    کی بود این؟

  2. n!MA می گوید:

    ورزش نکردن بده. ورزش کردن خوبه. تو ورزش می‌کنی؟ نه! چون کار درست معلوم نیست؟ نه! چون فایده‌اش حداقل به نظر تو به اندازه کافی نیست.

    منم اگه رای ندم به این دلیل نمی‌دم که به نظرم فرق بین نامزدها به اندازه کافی نیست.

  3. درخت می گوید:

    من با وجود اینکه از زمانی که به خاتمی رای دادم (در سال ۷۶ و با شناسنامه‌ی داداشم!) هر سال بعدش رفتم رای دادم! ولی از تحلیلی که نیما کرد خوشم اومد و باهاش موافقم.

    من فکر می‌کنم سطح توقعی که هر کس نسبت به تلاشی که می‌کنه داره، با کس دیگه متفاوته. با این وجود این دلیل بر آن نمی‌شه که دیگران رو از تلاش کردن باز داریم یا مسخره کنیم.
    مثلا، من خیلی چاقم و ورزش می‌کنم که لاغر بشم، ولی ظرف مدت شصت سال، یک کیلو کم می‌کنم (یا حتا نمی‌کنم!) این به نظر دیگران بیشتر یه پزه، یه نمایشه.
    مثال خیلی بهتر! دخترای پشت کنکوری،‌ هزاران سال دارن کنکور می‌دن که قبول بشن، ولی نمی‌شن. شاید چون اون طوری که لازمه درس نمی‌خونن، شاید چون اون طوری که لازمه درس خوند تا تو کنکور قبول شد، طور درستی نیست کلا، شاید چون کنکور کار درست نیست کلا، شاید چون همه چیز یه نمایشه بیشتر تا یه واقعیت.
    اما، به نظرم اینکه دخترای پشت کنکوری درس بخونن، یا آدمای چاق ورزش کنن، حتا به صورت نمایشی، بد نیست و فایده هم داره. البته باید یه کار زیربنایی (؟!) انجام داد ولی خوب تا قبل از اون کار زیربنایی،‌ هر کار روبنایی ارزش خودش رو داره.

    الان اگر رای بدیم چی می‌شه؟ من فکر می‌کنم حداقل تمرینیه واسه اینکه فکر کنیم چی می‌شه ، اگر رای ندیم، به نظرم بیشتر جنبه‌ی یه بچه‌ی لوس رو داریم که می‌گه من می‌خوام نفر اول کنکور بشم ولی روزی یک ساعت هم بیشتر درس نمی‌خونم!

    من تا حالا رای دادم و تاثیر رای ندادن رو دیده‌ام. مسلما در هر دو حالت فاصله تا اون حالتی که من می‌خواستم خیلی زیاد بوده، ولی مثلا من از دوره‌ی خاتمی احساس رضایت می‌کردم،‌ احساس می‌کردم این یارو خیلی بی‌عرضه‌است! در دوره‌ی احمدی جون احساس من خیلی شخصی‌تر بود، من احساس ترس می‌کردم. نه ترس از اینکه آمریکا حمله کنه (که خوب اونم بود ولی خیلی دورتر بود) ترس خیلی نزدیک. اینکه داری تو خیابون می‌ری و یه آقای زشتی به نامزدت انگشت کنه و تو هم وایسی نگا کنی. ترس از اینکه این آقای زشت درسته که یه مقدار اگزجره شده‌ ولی در واقع نماینده‌ی تفکر همه‌ی جامعه (و حتا خود خوانواده‌ي آدم) هستش.
    من می‌دونم که یه راه اینه که برم تف کنم تو چشم چپ دوستمون! ولی یه راه (یا شبه راه) هم اینه که فحش بدم (یا رای بدم، یا هر کار نمایشی که نشون بده من دلم می‌خواد با مادرتون همبستر بشم!). حالا بابای من می‌گه، شما رای می‌دین و اونا به نفع خودشون برداشت می‌کنن! من خیلی را دیدم که بهشون فحش خواهر دادم و اونا تشکر کردن و گفتن بعله این هم تاییدی دیگر بر اینکه ما خیلی خوبیم! ولی فحش خواهر دادن هم یه راهی برای تخلیه‌ي روانی! و اینکه یارو خیلی پرروئه و اینو به تخم چپش می‌گیره، دلیل نمی‌شه که من فحش ندم!

    اصولا،‌ رای ندادن ما منجر به گا رفتنمون می‌شه. رای دادنمون منجر به گا رفتنمون نمی‌شه (ولو اینکه ممکنه به گا بریم ولی به خاطر رایی که داده بودیم نبوده که به گا رفتیم، یارو بکن بوده!)

  4. سارا می گوید:

    ان کرده خودشو. منم بهش بعد شونصد سال میل زدم تحویل نگرفت.

پاسخ دهید