Archive for ژانویه, 2009

ژانویه 26, 2009

If you are reading this, then this warning is for you. Every word you read of this useless fine print is another second off your life. Don’t you have other things to do? Is your life so empty that you honestly can’t think of a better way to spend these moments? Or are you so impressed with authority that you give respect and credence to all who claim it? Do you read everything you’re supposed to read? Do you think everything you’re supposed to think? Buy what you’re told you should want? Get out of your apartment. Meet a member of the opposite sex. Stop the excessive shopping and masturbation. Quit your job. Start a fight. Prove you’re alive. If you don’t claim your humanity, you will become a statistic. You have been warned.

Tyler
[+]

ژانویه 25, 2009

mathematics is very much like poetry what makes a good poem -a great poem- is that there is a large amount of thought expressed in very few words.
In this sense formulas like eπi-1 = 0  or  ∫-∞e-x2dx = √π are poems.

Lipman Bers
[+]

پ.ن. همون‌طور که در تصویر لینک مشاهده می‌شود! این ∞-∫ داره سعی می‌کنه انتگرال منفیِ بی‌نهایت تا مثبتِ بی‌نهایت باشه.
پ.پ.ن. این رو رو بردِ دانشکده دیدم گفتم با دوستان! شریک! شم D:

ژانویه 21, 2009

TABASCO

TABASCO

توضیحات:
مکان: سوپرمارکت زیرِ پایتخت
سوسِ TABASCO
کوکتیل Bloody Mary
موبایل چوبی من

ژانویه 16, 2009

فراموشی یک مکانیزمِ دفاعی است! (تکبیر)
به عبارتی، فک می‌کنم اگه فراموشی نبود، به عبارتی، اگه آدم‌ها نمی‌تونستن تو شرایطِ خوب خاطره‌ی شرایطِ بد رو (حداقل به صورتِ موقت) فراموش کنن، نسلِ بشر ور می‌افتاد.
فرض کنید شما وقتی دارین غذا می‌خورین، با هر لقمه‌ای که می‌خورین، با خودتون حساب کنین که هز سه ثانیه سه تا بچه تو آفریقا دارن می‌میرن. و شما دارین غذایِ اونا رو می‌خورین. دو تا اتفاق ممکن‌ه بیافته، یا در اثرِ افسردگی سقط می‌شدین، یا به این نتیجه می‌رسیدین که جونِ آدما اهمیتی نداره و کسِ عمه‌شون.

مشکل از این‌جا شروع می‌شه که اگه خواهرِ شما رو بگان، خیلی ناراحت می‌شین. اگه خواهرِ دوست‌تون رو بگان ناراحت می‌شین، ولی کم‌تر. اگه خواهرِ یکی که نمی‌شناسین رو جلوتون بگان، بازم ناراحت می‌شین. ولی اگه خواهرِ اونی که نمی‌شناسین رو یه جایی که نبینین بگان خیلی خیلی کم‌تر ناراحت می‌شین.
در نتیجه اگه خواهرِ شما در خطر باشه، شما ممکن‌ه شمشیرتون رو بکشین. ولی وقتی موضوع مربوط به خواهرِ یه غریبه باشه، این‌جوری می‌شه که شما یه ناراحتیِ جزئی پیدا می‌کنین و نظرتون این می‌شه که خیلی به‌تر می‌شد اگه گاییده نمی‌شد.

البته ممکن‌ه آدمایی باشن که خیلی حساس‌تر (آدم‌تر!) باشن و حرکت‌های مؤثرتری انجام بدن. مثلِ ایشون که رفتن زیرِ بولدوزر!

من ترجیح می‌دم به اون آدما فک نکنم و به ریشه‌های علف‌های هرزم برسم. من ترجیح می‌دم فراموش کنم که هر کدوم از اون بچه‌هایی که می‌میرن می‌تونستن بزرگ شن، و زندگی کنن و همه‌ی مزخرفاتی که ماها که زنده‌ایم تجربه می‌کنیم رو تجربه کنن. این‌جوری می‌شه راحت‌تر به ریشه‌های علف‌های هرز برسم، یا ناهار بخورم. هرچند با این دانش باشه که به این صورت، کم‌تر آدم‌م.

***

این هم همین‌جوری بی‌ربط (جهتِ قرقره P-: ):

A human being should be able to change a diaper, plan an invasion, butcher a hog, conn a ship, design a building, write a sonnet, balance accounts, build a wall, set a bone, comfort the dying, take orders, give orders, cooperate, act alone, solve equations, analyze a new problem, pitch manure, program a computer, cook a tasty meal, fight efficiently, die gallantly. Specialization is for insects.
[+]

Often war is waged only in order to show valor; thus an inner dignity is ascribed to war itself, and even some philosophers have praised it as an ennoblement of humanity, forgetting the pronouncement of the Greek who said, “War is an evil in as much as it produces more wicked men than it takes away.”
[+]