Archive for اکتبر, 2008
اکتبر 28, 2008
در حالِ گشتنِ آرشیوِ تفتستان این رو پیدا کردم:
دوستت دارم
نه به خاطر نگاه معصومت
نه به خاطر کلام دلنشینت
نه به خاطر آوای آسمانیت
نه حتی به خاطر آن روح بزرگت
دوستت دارم
تنها به خاطر آن کون خوش تراشت…
[+]
یعنی اون پستِ کذایی رو به طورِ ناخودآگاه تحتِ تأثیرِ این نوشتم D:
به قولی: ای در ریشهیابیِ خود پیچیده P:
پ.ن. پستِ کذایی
اکتبر 23, 2008
تویِ سایت دو سه تا از دخترایِ ما نشستن پشتِ لپتاپهاشون بیل میزنن. بعد یکی دیگهشون از بیرون میاد کنارشون وایمیسته مشغولِ کسشر گفتن میشن. بعد ما از ردیفِ کناری شاهدِ این صحنه میشیم که یکی از دخترا که نشسته دستش رو میندازه دورِ کمرِ اونی که وایساده و به همین ترتیب دوستان به حرف زدنشون ادامه میدن. والا من نمیدونم وضعیت تویِ جمعهایِ دخترونه چه طوریه دقیقاً، ولی لازم میدونم که از همین تریبون اعلام کنم که دوستِ عزیز، یو آر سو گِی! (به قولِ نیتراته احتمالاً P:)
