Archive for سپتامبر, 2007
سپتامبر 17, 2007
کارهایِ برجستهای که آدمی به پیروی از وسوسهای درونی میکند باید ناگفته بماند؛ همینکه آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی چیزی بیهوده و بیمعنی جلوه میکند و پست و بیمقدار میشود.
بارونِ درختنشین – ایتالو کالوینو
(ترجمهی مهدی سحابی)
آدم تو تنهاییش رکورد، زیاد جابهجا میکنه
رکوردایِ الکی
که واسه هیشکی مهم نیس
حتی واسه دوس دخترش
استامینوفن [+]
ارسال شده در | 5 Comments »
سپتامبر 12, 2007
«من نمیدانم دقیقاً کجایم به انسانها رفته، ولی دقیقاً میدانم کجایِ انسانها به کجایم رفته است و دقیقاً از همین رنج میبرم.»
از کامنتِ برادر _rdp پایِ این پست: [+]
ارسال شده در | 1 نظر »
سپتامبر 12, 2007
جق زدم و بعد سعی کردم بخوابم. قبلِ خواب یادم اومد که سوژهی جقم جالب بوده، میشه استفادهی دوباره کرد. ولی یادم نیومد چی بوده. بعد کلی زور زدم یادم بیاد چی بوده.
به شما هم هیچ ربطی نداره سوژهی جقِ ما. خودتون برید برا خودتون سوژه پیدا کنید. D:
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
سپتامبر 11, 2007
من حافظهی درستی ندارم، این طالقانی همیشه اینقدر عزیز بوده، یا امسال مهم شده؟
ارسال شده در | 1 نظر »
سپتامبر 11, 2007
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
سپتامبر 10, 2007
تابستان است
و این پسرها
با ذهنهایی درگیر انحنا
کلافهام میکنند
با ذهنهایی فقط درگیر انحنا
حالم را بهم میزنند
[+]
ارسال شده در | 1 نظر »
سپتامبر 3, 2007
یکی از مراحلِ عرفان مرحلهی «کونِ لقت/ش/تون/شون/مون» میباشد!
مثلاً میگن فلانطور شد، میگی کونِ لقش.
میگن فلان کس فلانطور گفت، میگی کونِ لقش.
میگن کم کس بگو (مثلاً شما به من میگین)، میگی کونِ لقتون (من به شما میگم کونِ لقتون)
ارسال شده در | 2 Comments »
سپتامبر 2, 2007
ما به شما توصیه میکنیم که تجرد پیشه کرده و موزیک گوش بدهید!
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
سپتامبر 2, 2007
و در ادامه لازم به ذکر میدونم که کیر تو این زندگی
و دوستان بیاین برین تو کونم
و کیر، به طورِ کلی!
و رابطهی خوب رابطهایه که خروجیش کیر باشه! تو کونِ من!
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
سپتامبر 2, 2007
ارسال شده در | بیان دیدگاه »