Archive for آگوست, 2007

آگوست 24, 2007
این‌طور به نظر می‌رسد که یک بچه‌ی ده ساله همه‌ی صفاتِ تهوع‌آورِ یک آدمِ پنجاه‌ساله را داراست.

آگوست 19, 2007
بیا تا خوالِ یکدیگل بگاهیم! [+]

آگوست 16, 2007
ماهیِ قزل‌آلا بالایِ رودخانه از تخم خارج شده، از رودخانه پایین می‌رود تا به دریا برسد، پس از اندکی کس رفتن، در ادامه، رودخانه را برعکس بالا رفته و بالایِ رودخانه جفت‌گیری، آن‌گاه تخم‌ریزی، و پس از آن سقط می‌شود. در این مسیرِ پیچیده‌ی کس‌روی، عده‌ی کثیری از ایشان به دلایلِ مختلفی سقط می‌شوند. مثلاً مریض می‌شوند، یا اصلاً خوراکِ خرس می‌شوند.

با تعمیمِ این مطلب به موجوداتِ دیگر و بالاخص انسان به نتایجِ مختلفی می‌توان رسید:
هدف از زندگی کس رفتن است.
هدف از زندگی بالا و پایین رفتن از رودخانه است.
هدف از زندگی تولید مثل است.
هدف از زندگی خورده شدن توسطِ خرس‌هاست.
هدف از زندگی مردن است.

آگوست 16, 2007
هیچ چیزی تصادفی نیست، همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده است!
این یک جور اعتراف است!

آگوست 14, 2007
زیرِ خایه‌هام می‌خاره،
ناخونام بلندن، می‌خارونم می‌ره تو پوست و درد می‌گیره،
کون‌م گشاده نمی‌رم ناخونام رو بگیرم،
بعد زیرِ خایه‌هام هم‌چنان می‌خاره.

و روزگار به این صورت می‌گذره.

آگوست 7, 2007
از گشتِ ارشاد متنفرم
به‌م یاد آوری می‌کنه که در برابرِ قدرتِ حاکم تواناییِ انجامِ هیچ‌کاری ندارم.

آگوست 5, 2007
کس گفتن، اگه کس گفتن‌ت هدفِ خاصی نداشته باشه، اون‌قدام سخت نیست، کافی‌ه آدم خودش رو رها کنه، تو جریانِ سیالِ کس‌شعر.

عنوانِ پست رو هم می‌شد گذاشت «اراده به کس گفتن».

آگوست 5, 2007
هی می‌خورم تو در و دیوار
چه زشتم
[+]

آگوست 5, 2007
راستی، قبلاً یکی بود اسم‌ش یکی بود این‌جا کامنت می‌ذاشت، اون رو هم نفهمیدیم کی بود.
یکی هم بود شماره می‌ذاشت، اونم نفهمیدیم کی بود.
دیگه کی‌و نفهمیدیم کی بود؟

آگوست 5, 2007
تقدیم به روحِ شاملو، تقدیم به شعر، با عشق و نکبت [+]

اییها ها ها … بوس! [+]