Archive for آوریل, 2007

آوریل 27, 2007
عشق از نگاه شروع نمی‌شه
نباید شروع شه
عشقی که از نگاه شروع شه معنی نداره
من عشقی که از نگاه شروع شده باشه رو انکار می‌کنم

من انکار می‌کنم
حتی اگه وقتی می‌بینم‌ش
روده‌هام به هم بپیچه و قلب‌م تندتر بزنه
حتی اگه وقتی می‌بینم‌ش
یخ کنم، داغ شم و باز یخ کنم

من انکار می‌کنم
حتی اگه وقتی می‌خنده
پرواز کنم
حتی اگه وقتی راه میره
آب شم

من عشقِ در نگاهِ اول رو انکار می‌کنم
حتی اگه در نگاهِ اول عاشق شده باشم
حتی اگه هنوز هم عاشق باشم
من انکار می‌کنم
من همه چیز رو انکار می‌کنم

پ.ن. من همه چیز رو انکار می‌کنم

آوریل 27, 2007
خیلی مشکوک شدم؟

آوریل 27, 2007
زندگیِ یه جایی‌ه که باد بیاد، خنک باشه.
آفتاب باشه، با یه سایه که توش بشینی.
زندگی یه جایی‌ه که چمن داشته باشه،
درخت داشته باشه،
لایِ شاخه‌هایِ درخت‌ش یه سری گنجشک منجشک سر و صدا کنن.
یه منظره‌ی خوب هم داشته باشه.

آوریل 27, 2007
زندگی تویِ اینترنت نیست
زندگی تویِ کامپیوتر نیست
یه کم از زندگی تو دانشگاه‌ه
ولی تویِ سایت نیست
تویِ کلاسا نیست

آوریل 27, 2007
میام این صفحه رو باز می‌کنم
بعد می‌بندم

من دل‌م می‌خواد یه اتفاق بیوفته
یه خبر بیاد
یه طوری بشه

من
می‌شینم این‌جا و
هر صفحه‌ای رو انقدر ریفرش می‌کنم تا عوض شه
هیچ صفحه‌ای هم عوض نمی‌شه
اگه هم عوض شه
چیزی نیست که بخوام

من این‌جا می‌شینم و
هیچ اتفاقی نمیوفته
هیچ خبری نمیاد
هیچ طوری نمی‌شه

آوریل 25, 2007
خودم را آرایش می‌کنم
می‌گذارم تویِ ویترین
(شما را یادِ چیزی نمی‌اندازم؟)

این مفهوم تکراری‌ه!
می‌خواستم تو سیصد و شصت بذارم، نذاشتم، فقط عنوان رو کردم ویترین.

آوریل 25, 2007
یعنی این hf کی‌ می‌تونه باشه؟

آوریل 25, 2007
دیگر غذا نمی‌خورم و فقط نوشیدنی. باشد که دندانهایم بر اثر نسابیده شدن بلند شوند و بتوانم با آنها مردم را بدرم. [+]

آوریل 24, 2007
مشکل مشکلِ هم‌زمانی‌ه.
مشکل مشکلِ تفاوتِ سرعت‌ه.
وقتی یکی هفته‌ای یه بار میاد اینترنت، انتظارِ احمقانه‌ای‌ه که هر شب یه پستِ جدید بزاره.
ولی وقتی من هر شب منتظرِ پست‌م، پس هرشب میام و صفحه رو چک می‌کنم و می‌بینم که خبری نیست.
حالا که خودم منتظرم می‌فهمم که یعنی چی.
حالا می‌فهمم چرا یکی از تگزاس روزی صدبار این صفحه رو باز می‌کرد.

آوریل 24, 2007
دوست دارم به قداست یه چیزایی ایمان بیارم [+]