Archive for ژوئن, 2006
ژوئن 28, 2006
یه اسمی هس تو لیست مسنجر بنده، که خیلی وقته چراغش روشن نمیشه، شاید دیگه هیچوقت هم روشن نشه. من دارم فکر میکنم که کاش دوباره چراغش روشن شه. کاش دوباره با هم حرف بزنیم.
البته یه حسی تو من هست که میگه، من واقعاً دلم تنگ نشده، مشکل از جای دیگهست. باید دید.
علی ایّ حال، کیر دهنت دوستِ عزیز، کاش بودی.
ارسال شده در | 3 Comments »
ژوئن 28, 2006
یارو رو شیشه عقب ماشینش نوشته بود: «روزگار غریبی ست نازنین»
فیالواقع عجب روزگار غریبی ست [نازنین!!!].
ارسال شده در | 1 نظر »
ژوئن 28, 2006
من میتونم وانمود کنم که اتفاقی نیوفتاده، اما نکته در این است که، اتفاق افتاده، و من هم این رو میدونم. ممکنه بفرمایید که اگه من به روم نیارم، همه چیز به خوبی و خوشی ادامه پیدا میکنه. اما نکته اینجاست که، اگه کاری نکنیم، همه چیز مثل سابق می مونه، واگه همه چیز مثل سابق بمونه، اون اتفاق دوباره میوفته. و حالا اگه زمان آزمایش رو به حد کافی طولانی در نظر بگیریم، اتفاق مورد بحث، که من دارم انکارش میکنم، بینهایت بار اتفاق میوفته، و خوب، انکار چیزی که بینهایت بار اتفاق میوفته، چندان جالب به نظر نمیرسه.
با این وصف، من با وقاحت تمام، وانمود میکنم که هیچ اتفاقی نیوفتاده!
حالا این کسشعریات رو اینجا بافتم که چی مثلاً؟
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
ژوئن 26, 2006
آدما سه دستهان، اونایی که میتونن بشمرن، و اونایی که نمیتونن.
تزاد یه بار نوشته بود، قبلنا.
ارسال شده در | 1 نظر »
ژوئن 25, 2006
یه چیزی هس، این جوری که، یکی سعی میکنه یه نیاز رو برطرف کنه، ولی یه جور مزخرفی این کار رو میکنه، مثلاً فیلم رزمی میسازه، میرینه با صحنهی اکشن درست کردنش، مثلا یه تریپ میاد، که میل جنسی رو در شما بیدار کنه، هیچ غلطی نمیکنه. مثلاً داستان مینویسه، حالت بد میشه میخونی داستان رو.
البته قضیه یه مقدار مربوط به سلیقه و کمال و این کسشراست، ولی یه چیز دیگه هم هس شاید، برادر ابولهب یه بار لینک داده بود به یه مطلبی، با عنوان پورنوگرافی، مطلب چیزی شبیه سناریوی یه فیلم پورنو بود، بعد هم یارو یه متن در توضیح مطلب نوشته یود، که دقیقاً یادم نیس چی میگف. قضیه این جوریه که، یارو داره سعی میکنه شما رو تحریک کنه، الان این در میاره میکنه تو کون اون، و شما هم قراره تحریک شین به اصطلاح (فک کنم این تحریک شدن یه معادل جالبتری هم داشت که من یادم نمیاد الان)، حتی شاید موثر هم باشه، منتها به نظر میاد که، کافی نیست، ینی به جور مزخرفی داره تاثبر میذاره، یه جوری پسته، فکر میکنم در اثر همون مطلب، چیزای کسشعری که تحت عنوان فیلم و داستان ارائه میشه، و به نظر من پایین تر از سطح استنداردن، از طرف بنده پورنوگرافی طبقه بندی میشن. هرچند تعریف پورنوگرافی چیز دیگهایه گویا.
الان این مطلب سر و ته هم داشت تصادفاً؟
بعدالتحریر: دوستان از پشت صحنه اشاره کردن که مزخرف درسته نه مضخرف.
ارسال شده در | 1 نظر »
ژوئن 25, 2006
یه سوال برا من مطرح شده، اخبار اطلاعات هم منتقل میکنه؟
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
ژوئن 25, 2006
آیدا
نوشتهبود:
زندگی شده مثل پوشیدن شلوار در اتاق پرو،
تنگ، داغ، بسته.
میرتلِ گریان (نغمه؟) در جواب نوشتهبود:
خدایی آدم شلوارشو در بیاره زندگی لذتبخشتر نیست؟
ارسال شده در | 1 نظر »
ژوئن 25, 2006
به عنوان نمونه وقتی کسی اعصابتان را خرد کرد، جق بزنید. این بهترین کار ممکن است! [
+]
ارسال شده در | بیان دیدگاه »
ژوئن 22, 2006
یه حسی هس، یه چیزی تو این مایه که دراز بکشم رو تخت و هیچ کاری نکنم، اونقدر بمونم تا دیگه این حس نباشه.
کونگشادی منظورم نیست، فک کنم از یه جنس دیگهاس.
ارسال شده در | 1 نظر »
ژوئن 20, 2006
از اونجایی که ما نصف شبی کسخل شدیم و نشستیم ۵M دانلود کردیم، لازم به ذکر میدونیم که:

I thought I was a fool for no-one
Oh baby I’m a fool for you
You’re the queen of the superficial
And how long before you tell the truth
You set my soul alight
You set my soul alight
(You set my soul alight)
Glaciers melting in the dead of night
And the superstars sucked into the supermassive
(You set my soul alight)
Glaciers melting in the dead of night
And the superstars sucked into the ’supermassive’
Supermassive black hole
Supermassive black hole
Supermassive black hole
ارسال شده در | 1 نظر »